ذبيح الله صفا
988
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
سر پل دولت آباد واقع است ، در مقابل حمّام ، و معروف و مشهورست » ، و نيز چنان كه از آن كتاب برمىآيد ميان عماد فقيه و جلال الدين شاه شجاع مظفّرى ( 759 - 786 ) رابطهء مرادى و مريدى برقرار بود و اگر شاه شجاع سالى بكرمان نمىرفت « كتابت ايشان بخواجه مىرسيده » و « مقرّر بودى شاه شجاع هرساله يا هر به دو سال بكرمان مىآمده و مطمح نظرش صحبت خواجه بوده » ؛ و در دنبالهء همين مطلب گفته است كه چون حافظ نيز بشاه شجاع توجه و علاقهء خاص داشته ميان او و عماد نفرت و رقابتى در ميان بود و حافظ را مسافرت بكرمان و ديدار عماد خوش نمىآمده و غزل معروف خواجه « صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد - بنياد مكر با فلك حقهباز كرد . . . » مولود همين نظر استاد شيرازى بسخنور كرمانيست . محرابى دربارهء مرگ عماد فقيه گفته است كه : « سبب فوت خواجه ضربيست كه از شيخ محمّد كاكويا شيخ محمود ضياء الدين على الاختلاف اقوال بايشان رسيده و مشهورست » . و تاريخ وفات او را دولتشاه در سال 773 هجرى نوشت و سال 693 كه آذر در آتشكده و هدايت در رياض العارفين آوردهاند البته غلط است . عماد در شعر مرتبهيى بس بلند دارد . شيخ آذرى « 1 » دربارهء او چنين گفته است « 2 » : « فضلا برآنند كه در سخن متقدّمان و متأخّران احيانا حشوى واقع شده الّا در سخن خواجه عماد فقيه كه اكابر اتّفاق كردهاند كه در آن سخن اصلا فتورى واقع نيست ، نه در لفظ و نه در معنى ، و از سخن خواجه عماد بوى عبير مىآيد بمشام هنروران و صاحبدلان ، بلكه از بوى جان زيباتر مىنمايد » و بهرحال مسلّم اينست كه سخن عماد استوار و منتخب و دور از فتور معنوى و لفظى و متضمّن مضامين لطيف و معانى بلند است . كليات آثار عماد فقيه مشتمل است بر چند مثنوى و مقطعات و قصايد و غزلها و رباعيات و چند مخمّس و مرثيه . مثنويهاى او بدين شرحست :
--> ( 1 ) - دربارهء او رجوع شود به تذكرة الشعراء دولتشاه ص 448 - 456 ( 2 ) - نقل از تذكرة الشعراء دولتشاه ص 283